الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
248
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
در مىآيد . ) محمد بن فهم مىگويد كه در سرزمين روم ، نزد مأمون بودم . او در كنار دژى ايستاد تا آن را فتح كند و جنگ بين آنان درگرفت . در اين هنگام ، مأمون سر دردى گرفت و دستور توقف جنگ را صادر كرد . فرماندهء ارتش روم بر فراز دژ ايستاد و پرسيد : « چرا از جنگيدن دست كشيديد ؟ » گفتند : « امير مؤمنان سر دردى گرفته است . » وى كلاهى را پرت كرد و گفت : « به او بگوييد آن را بر سر بگذارد تا دردش آرام شود . » مأمون آن را بر سر گذاشت و دردش آرام گرفت ، آن گاه فرمان داد آن را بشكافند ، پس در آن تكه پارچهاى ديد كه بر آن نوشته شده بود : « سبحان من لا ينسى من نسيه و لا ينسى من ذكره . كم من نعمة للَّهعلى عبد شاكر و غير شاكر ، فى عرق ساكن و غير ساكن . « حم عسق » . . . » « 1 » نيز روايت شده است كه نجاشى از پدران خود ، كلاهى را به قدمت چهارصد سال ، ارث برده بود و آن كلاه بر هر درد نهاده مىشد ، آرام مىگشت . وى درون آن را وارسى كرد و ديد كه نوشته شده است : « بسم اللَّه الملك الحقّ المبين ، « شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ . إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ » . « 2 » اللَّه نور و حكمة و حول و قوّة و قدرة و سلطان و برهان . لا إله إلّا اللَّه آدم صفىّ اللَّه . لا إله إلّااللَّه إبراهيم خليل اللَّه . لا إله إلّااللَّه موسى كليم اللَّه [ لا إله إلّا اللَّه عيسى روح اللَّه و كلمته ] « 3 » . لا إله إلّااللَّه محمّد العربىّ رسول اللَّه و حبيبه و خيرته من خلقه . اسكن يا جميع الأوجاع و الأسقام و الأمراض و جميع العلل و جميع الحمّيات . سكّنتُكَ بالّذى سكن له ما بالليل و النهار و هو السميع العليم و صلى اللَّه
--> ( 1 ) . « منزه است كسى كه فراموش نمىكند آن كه را فراموشش كرده است و از ياد نمىبرد كسى را كه يادش كند . چه بسيار نعمتهاى خداوند بر بندهاى شكر گزار و ناسپاس ، در رگى آرام و ناآرام . « حم عسق » . . . » ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) 18 و 19 . ( 3 ) . اين قسمت بر اساس روايت مكارم - كه خواهد آمد - تصحيح شده است .